صائن الدين على بن تركه

مقدمهء مصحح 25

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

نام ابن فارض ، در حوزهء عرفان و تصوف قرن هفتم هجرى ، در كنار نام كسانى چون ابن عربى و صدر الدين قونوى جاى مىگيرد . قصايد او ، بخصوص تائيهء كبرا ، همراه با فصوص الحكم و فكوك ، در خانقاهها و حلقه‌هاى صوفيه تدريس مىشد . تائيهء ابن فارض آكنده از مفاهيم و اصطلاحات عرفان نظرى است ؛ مانند اتحاد ، فنا و بقا ، وجد و فقد ، فرق و جمع ، صحو الجمع و فرق الثانى و . . . كه با توانايى اعجاب‌انگيزى در قالب تمثيلها و تعبيرهاى شاعرانه بسط و گسترش يافته است . از همين رو علماى ظاهر پيوسته به انكار او برخاسته‌اند و از وى به عنوان « شيخ اتّحادى » نام برده ، تائيه‌اش را همچون حلواى لذيذى دانسته‌اند كه روغنش از سمّ افعى است ؛ « 1 » و چنان در اظهار اين نظر مبالغه كرده‌اند كه تائيه را سرچشمهء ضلال و زندقه شمرده ، بزرگان دين را به دفع و محو آثار آن فراخوانده‌اند . « 2 » برخى هم مانند شيخ سراج الدين بلقينى بوده‌اند كه در آغاز به جهت حسن ظن خويش به صوفيه ، از اظهار نظر دربارهء ابن فارض خوددارى كرد ، اما هنگامى كه ابيات بحث‌انگيز تائيه را شنيد ، متغيّر گشته صريحا گفت : « اين‌ها كفر است . » « 3 » از سرسخت‌ترين مخالفان و دشمنان ابن فارض ، تقى الدين ابن تيميه ( متوفى 728 ه ) عالم حنبلى است كه به شدت با رقص و سماع ابن فارض مخالف بود و او را در كنار كسانى مانند ابن عربى ، صدر الدين قونوى ، ابن سبعين و حلّاج ، وحدت وجودى و حلولى مىدانست . « 4 » ابن خلدون نيز دراين‌باره نظرى مشابه دارد و ابن فارض را به وحدت و حلول منسوب مىكند . « 5 » ابن حجر عسقلانى معتقد است كه شعر ابن فارض پوششى از عرفان و اشارات صوفيان دارد ، ولى در زير آن افكار فلسفى ، الحادى و اتّحادى نهفته است ؛ با اين حال ، وى معترف است كه ابن فارض به سبب زهد و ورع و انقطاع از امور دنيوى ، نزد مردم چهره‌اى مقبول و شخصيتى بزرگ داشته است . « 6 » ابن بنت الأعز كه در روزگار سلطان ملك منصور قلاوون صالحى ، در مصر منصب

--> ( 1 ) . تاريخ الإسلام ، الطبقة 64 ، ص 93 - 94 . ( 2 ) . سير أعلام ، ج 22 ، ص 368 . ( 3 ) . لسان الميزان ، ج 4 ، ص 318 . ( 4 ) . ابن الفارض و الحب الإلهي ، ص 117 - 119 . ( 5 ) . المقدمة ، ج 1 ، ص 473 . ( 6 ) . لسان الميزان ، ج 4 ، ص 318 .